کابل عصر بابری

خرید بک لینک

بخش چهارم

کابل عصر بابری

اقتدارآل سبکتگین بر غزنی از رونق و انکشاف شهر کابل کاست و تسلط چنگیز بر این خطه انحطاط شهر را به همرا ه داشت .

در دوره تیموری ها میرزا الوغ بیگ، بوسیله یکِی از وزرای خویش ویسل الدین کار عمرانی در شهر کابل انجام داد ویسل آباد کنونی یادگار آن دوره است

پس از تیموری ها ،توجه بابر(مؤسس سلسله بابری در هند) به کابل در سال 910 و اقامت وی در این شهر بار دیگر کابل را به حرکت آورد،ودر محراق توجه قرار داد و برخی عمرانات در شهر صورت گرفت مانند باغ بابر در دامنه غربی شیر دروازه .در این زمان کابل پایتخت قرار داده شد ومدت 23 سال این موقعیت را داشت تا اینکه پس از فتح هند در سال 923 پایتخت از کابل به اگره در هند انتقال داده شد وکابل به مرکز یک ولایت تنزل یافت. اما جایگاه کابل درنزد ظهیرالدین محمد بابر چه جایگاهی دارد؟واو کابل را چگونه میبیند؟

کابل عصر بابری

خوب است که کابل را از چشم ظهیر الدین محمد بابر که به کابل عشق میورزید و آنرا زیباترین جای عالم میدانست وبرای زیبا ومدرن سازی وتوسعه شهر کابل خیالات وبرنامه های را در ذهن خود می پرورانید،بیبینیم . بابر دراثر جاودانی وماندگار خویش "تزک بابری "می نویسد که :گرد آ گرد کوی شیر دروازه ( کوه شاه کابل ) را باغات تشکیل میدهد و در زمان الوغ بیگ میرزا ویس اتکه میرزا در دامنه کوه جوی حفر نمود که تمام باغ های این دامنه بوسیله همین جوی سرسبز است . بابر قلعه یی را که در میان بالا حصار و در نقطه مرتفع بر آمده گی کوه واقع شده بود بسیار ستوده و چشم انداز آن را مشرف بر تمام ساحه کابل میدانست که از آن بینینده میتوانست مناظر زیبای چهار اطراف را تا دور دست ها مشاهده نموده و از آن لذت ببرد .

به قول بابر اگر بیننده در یکی از اتاق های ارگ که دریچه بسوی شمال داشت مینشست همزمان با اینکه از نسیم گوارای شمال لذت میبرد ، میتوانست چشم انداز وسیعی از مناظر زیبا را در شرق ، جنوب و شمال ارگ بیبیند . این احساس لذت یافتن از آن مناظر سبب شد تا طالب معمائی در تعریف ارگ کابل این بیت را بنام بدیع الزمان بسراید :

بخورد در ارگ کابل می ، بگردان کاسه پی در پی

که هم کوه است و هم دریا ، و هم شهر است و هم سحرا

ترکیب قومی و زبانی اهالی کابل

فرهنگ اجتماعی تساهل و همدیگر پذیری، که بنا به اسناد کتبی مورخان وسفرنامه ها از بدو ایجاد شهر کابل تا همین چند دهه پیش سده جاری رایج بود ،زیست باهمی اقوام مختلف با ادیان ومذاهب گوناگون وزبانهای متفاوت را نهادینه ساخته بود.

بابر دراثر خود از سکونت اقوام مختلف در شهر وولایت کابل یاد آور میشود و می نویسد که در وادی هایش ترک ها ، ایماق ها و اعراب و در شهر و بعضی روستا هایش سارت ها ( تاجیک ها ) زنده گی دارند و در بعضی از دهکده ها و ولایات اش پشه ئی ، پراچی ، تاجیک ، بره کی و افغان ها سکونت دارند . بابر در باره زبان های که مردم کابل به آن تکلم می کردند ، نیز اطلاعات با ارزش را ثبت کرده است .

در این باره می نویسد : در کابل به ده / یازه زبان تکلم میشود این زبان ها شامل زبان فارسی ، عربی ، ترکی ، مغولی ، هندی ، افغانی ، پشه ئی ، پراچی ، گبری ، بره کی و لمغانی میگردد او اضافه میکند معلوم نیست که در هیچ ولایتی این قدر اقوام مختلف با زبان های گوناگون وجود داشته باشد . ( 1)

از اوایل قرن چهارم به این سو مسلمانان ،کلیمییان،وبت پرستان همگی در شهر کابل زندگی میکردند وهریک محله مخصوص به خودرا داشتند واز برکت همین ها بازار های پرمایه در شهر وجود داشت که جاذبه ان تاجران را از شرق وغرب وشمال وجنوب به خود میخواند.(2)

تاپیش از کودتای سردار محمد داود خان نیز در کابل یهودی ها،مسیحیان،هندو ها،سکهه ها درکنار فرق اسلامی حضور داشتندونقش پر رنگی در حیات اقتصادی واجتماعی کشور داشتند.اما پس از شعله ور شدن جنگهای تنظیمی در کابل به سرعت از وجود غیر مسلمانان خالی گردید.واکنون بر لایه های فرو دست مسلمانان نیز تنگ تر شده است.

تفریحگاه های شهر

یاداشت های بابر ازمناطق تفریحی وتفرج گاههاوسیر وگلگشت شهر کابل در بیش از پنج صد سال پیش نیز جالب ودلچسپ است وبه ما خبر میدهد که چگونه کابلیان سخت کوش و زحمت کش خستگی های ناشی از کار روزانه را از طریق سیر و گل گشت در مناطق تفریحی شهر از تن بدر می کردند . این مناطق تفریحی که تعداد آن کم نبود میتوانست علاقه مندان زیادی از زن ومرد را جلب و جذب نماید .این محله های تفریحی با سعه صدرپذیرای نوجونان و جوانان کابل بود تعداد این مناطق تفریحی ، باغ ها ( پارک ها ) در آن زمان ، زمان بابر فراوان بوده است . برخی از این باغ ها در بابر نامه ذکر شده است مانند باغ بنفشه ، باغ بهشت ، باغ چنار ، باغ حیدر تقی ، باغ خلوت ، باغ خلیفه ، باغ ملا بابا ، باغ نوروزی ، چهار باغ .. و غیره

این باغ ها که موقعیت دقیق آنها در بابر نامه ذکر نشده ولی میتوان احتمال داد که در غرب کوه شاه کابل دردند چهاردهی وهمچنان در شرق وچنوب این کوه قرارداشته اند محل سیر و گل گشت باشنده گان شهر کابل بوده است . جوانان کابل علاوه از این باغ ها ، به محل دلخواه و خلوت جای دیگری که بنام " گل کنه " یاد میشد و بین کوه و باغ بنفشه واقع شده بود نیز به میله وساعت تیری میرفتند.. در این محل بیشتر جوانان عاشق با معشوقه های طناز وخویش به سیر و گل گشت می پرداختند و با محبوب خویش در گوشه های خلوت آن ،راز ها و نیاز ها داشتند .در باره این معیاد گاه عشاق ، بابر می نویسد :

" گل کنه " گوشه ای خلوتی است ، اکثر در آنجا لوندی ها کرده میشد و گاهی بر سبیل مطایبه این بیت حافظ را تغیر داده خوانده میشد :

ای خوش آن وقت که بی پاه و سر ایام چند

ساکن گل کنه بودیم به بدنامی چند (3)

بابر از مناطق تفریحی دیگر شهر نیز یاد آوری مینماید که یکی آن کول یا دند بزرگ آب ایستاده بود که امروز بنام کول حشمت خان یاد میشود .بابر دراین کول به قایق می نشست ومرغابی شکار میکرد .او از روی قایق با مشاهده قرص مدور ماه که در امواج زیبای ا ب چون غریقی برای نجاتش درتکاپو بود و تماس نسیم گوارای که از روی آب کول برمیخاست جسم جان را به خلسه مییاورد،به می نوشی می پرداخت وشعر میسرود..بابر از مزار های که در جنوب بالا حصار و در شرق کوه شاه کابل قرار داشتند مانند مزار خواجه شمعو و قدمگاه خواجه خضر که امروز نیز گشت گاه و محل تفریحی و ساعت تیری جوانان و عاشقان سینه چاک است .تصویر روشنی داده است.
مرکز تجارت وبازرگانی منطقه

کابل را بابر " سودا خانه " منطقه خوانده است و می گوید که میان خراسان و هندوستان از راه خشکی دو بندر است یکی کابل و دیگری قندهار. او می نویسد کاروان کاشغر و فرغانه ،ترکستان ، سمرقند ، بخارا، بلخ ، حصار و بدخشان به کایل می آید .

بابر کابل را سودا خانه پر رونق میداند که هر سال از جانب هندوستان ده / پانزده و بیست هزار خانوار به کابل آمده با خود متاع هندوستان ، رخت سفید ، قند و نبات ، برده ، شکر و عقاقیر می آورند . بابر کابل را دروازه هندوستان می نامد و می نویسد که در کابل هر سال هفت تا ده هزار اسپ می آورند و همچنان کاروان های تجارتی از کاشغر ، فرغانه و ترکستان و سمرقند و بخارا و بلخ و حصار و بدخشان به کابل می آیند .

تاجران اموال خویش را با مفاد بسیار در کابل می فروشند و به سود ده / سی و ده / چهل هم راضی نیستند او بازار کابل را بسیار پر منفعت برای تاجران میداند و می نویسد که اگرتاجران رنج سفر را بر خود هموار سازند و از کابل به ختا و یا روم هم بروند نه بیشتر از بازار کابل بفروش رسانیده میتوانند و نه بیش از ین منفعت بدست آورده میتوانند (4)

سده ها پیش از بابر،منابع از مرکزیت تجارتی شهر کابل خبر داده اند. یعقوبی در قرن سوم ازرفت وامد فراوان تاجران به شهر کابل سخن رانده است وگویدازکابل هلیله های بزرگ کابلی صادر میشود.جغرافی نویسان کابل را مرکز تجارت با هندوستان وصف کرده اند ونوشته اند: بهای مقدار نیلی که برای صدور به انجا وارد میشد،به سالی هزار هزار دینار طلا بلکه بیشتر میرسید .علاوه براین مقادیری از پارچه های گرانبهای هندوستان در انجا انبار میشد .دراوایل قرن چهارم بازار های پرمایه در کابل تاجران زیادی را بسوی خود جلب میکرد. قزوینی در قرن هفتم از شهرت کابل در پرورش شتر بختی که بهترین نوع شتر در سراسر اسیای مرکزی است،یا اور میشود. (5)

به نظر میرسد همین ظرفیت های بالقوه شهر کابل زمینه های توسعه وتکامل شهر را در خود نهان داشت. وشاهان وامیران هریک به نوبه خود میکو شیدند تا ازین ظرفیتها سود جویند.

منابع:

1-ص 41،بابرنامه

2-ص374،جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی.

3-ص36،بابرنامه.

4-ص37،بابرنامه.

5-ص374،جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی.

ازدواج...

ما را در سایت ازدواج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 73 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 9:38

صفحه بندی