سلی استاد

خرید بک لینک

تازه ازده به شهرآمده بودم، هوای درس ومکتب سخت بر من غلبه کرده بود .پس از سپری نمودن امتحان "سامع"به صنف پنچ درمکتب محمود هوتکی شامل شدم .مکتب دریکی ازخیابان های فرعی دهبوری واقع بود . ظاهرادوحویلی به کرایه گرفته شده بود ویکی به دیگری راه داشت .احتمالا به علت کمبود اتاق ها درصحن حویلی نیز،میزها وچوکی هاچیده شده بود وصنف ها درهوای آزاد برگزار میشد .

باشوروشوق مکتب میرفتم وپس ازختم درس ورخصتی،با همصنفی ها بالای آن چوکی ها می نشستیم، میگفتیم ومیخندیدیم.

دریکی از همین روزها همراه با چهار تن هم صنفی ها روی چوکی ها ومیزهای صحن حویلی نشسته بودیم وآنقدرگرم قصه گفتن وخندیدن بودیم که محیط وماحول فراموش ماشده بود .

نا گهان صد ای خشن وفریاد گونه یی یکی از استاد وان که معلم زبان پشتو بود مارا، بخود آورد. همه خاموش شدیم وازهول آن فریا دازیا دبردیم که دربرابر استاد به پا استاده، رسم احترا م بجا آوریم .این وضعیت بر عصبانیت استاد افزود وخشم اورا شعله ورتر ساخت. همه به پا استادیم ازمیان شاگردان من به اونزدیکتر بودم. بی هیچ گفتتگو سلی جانانه یی برصورتم نواخت ورفت.

من دربرابرهم قطارا ن خودرا اهانت شده یافتم واین حس تاروز ها ی زیادی بامن همراه بود. آن گاهی که امتحان سالانه آمد درامتحان، استاد پشتو احتمالابه منظور تادیب وتنبیهه بیشتر، به من نمره سه ونیم داد. پائین ترین نمره کامیابی. درحالی که در مضامین دیگر نمرات بلند گرفته بود م.

استاد مجال صحبت واستدالال را به شاگرد نمی داد ومن که درپشتو نیزمانند مضامین دیگر آماده گی خوب داشتم، این بی مهری استاد را سلی دیگری تلقی نمودم وبه نوعی حس کینه وبدبینی نسبت به استاد و به طبع آن نسبت به مضمون پشتو در ضمیرم ریشه گرفت.

برای فرار ازآن استاد به مکتب دیگر ی سه پارچه گرفتم ولی هنوز که هنوزاست قادر نه شدم تا ازآن احساس نامساعد فرار نمایم وآنر ا از مافی ضمیرخویش بیرون رانم .

پس از آن درصنوف بالاتر نیز به همان نمره کامیابی درمضمون پشتو قانع ماندم .دردوران ماموریت دولتی که در آن سال ها تعقیب کورس لسان پشتو اجباری بود، به هربهانه یی متوصل میشدم تا ازرنج رفتن ونشستن در کورس معاف باشم .

حدود چهل سال ازآن موقع میگذرد ،مگر جای سلی استاد همچنان درذهن وروانم نقش بسته است ومن نتوانستم لسان پشتورا که لسان رسمی کشور است به خوبی فرا گرفته بدان تکلم نمایم.

این همه ازنتایج سوء آن سلی است که استاد درنوجوانی نثارم کرد .

ازدواج...

ما را در سایت ازدواج دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 54 تاريخ: دوشنبه 3 دی 1397 ساعت: 18:43

صفحه بندی